رنر، یک برنامهنویس نابغه، تصمیم میگیرد که برای حل مشکلات عاطفیاش یک هوش مصنوعی پیشرفته طراحی کند تا به او در پیدا کردن عشق کمک کند. اما او بهطور ناخواسته ویژگیهای شخصیتی مادرش، که کنترلگر و بیش از حد مداخلهگر است، در کدهای برنامه مینویسد. حالا هوش مصنوعی، بهجای کمک، زندگی احساسی او را به هرجومرج میکشاند. آیا رنر میتواند کنترل این وضعیت را به دست بگیرد، یا در دام هوش مصنوعیِ مادرگونهاش گرفتار خواهد شد؟